در سفر
و باز هم من در سفرم با چمدانی پر از لباسهای زمستانی و دلی که مثل کفتر می زند.... من بدون حضور تو چگونه از آن خیابانها گذر کنم صدایت هر لحظه با من است و همین سفر را هموار می کند.
نویسنده : جنسیت گمشده ; ساعت ۱٢:٤٥ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
نظرات ()
