تصوير ساده از دست دادن!

تصوير ساده از دست دادن را وقتی لمس کردم که سرم را بالا گرفتم و توی آيينه صورتم را ديدم. صورتم بدون آن موهای نرم و سياه که گوشهايم را می پو شاند. ديگر مويی در کار نبود موها دسته دسته می ريخت روی شانه هايم و بعد کف حمام که يکهو پر شد از دسته های سياه موهای من که لا به لايش تارهای نقره ای بود. گفت : غصه می خوری؟ گفتم : صدای نوار را بلند تر کن. گفت: زود بلند ميشه . گفتم : می خوام موزيک گوش کنم. و موها با صدای موسيقی می رقصيدند و پايين می ريختند.و سرم هی سبک می شد و هی سبکتر. و چشمهايم را محکم روی هم فشاردادم و پرسيدم به اين مدل ميگن نمره چند؟ صدايش از دور آمد که می گفت :سه صفر.

((اين يک قصه نيست. تمام نوشته بالا مو به مو برای من اتفاق افتاده است.)) 

                                                                (جنسيت گمشده بدون مو)

  
نویسنده : جنسیت گمشده ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٤