بی عنوان

تو سالهاست که نيستی/
نمی دانم چرا امروز بايد خبرت را از پنجره باز /
باد به اتاق من بياورد/
عکس زنی شايد عکس من که درست بر عکس تو روزی خالصانه عاشق بود/
و حالا باز افتاده در ميان دستهای يخ اول دی ماه/
با دلی که چار تاق /
که سالهاست که نشان داده هيچ بازی را بلد نيست./
فالم را به اولين فالگير می دهم تا از دستم بگوييد./
در اتفاقی که می افتد/
زمان تکه تکه می شود./
قسمت من آخر چه شد؟/
تلخی يک فنجان است که در ته دستان پر از تلخی تنهايهايم ته نشين می شود./

(عكس از ماندانا آيينه چيان)
( با الهام از گراناز موسوی) 

  
نویسنده : جنسیت گمشده ; ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳