رد پا

عشقت از خود رد پایی بر جا می گذارد

در قلب من،

زندگی من...........

و در این اثر باقی مانده، در ردپای عشقت

در رد پای عشقت،عشقت،عشقت

                               توخودت نمی دانی ولی همیشه با منی!!!با منی!!!!!!

 

شنبه 20 اسفند ماه سال 1384

 

  
نویسنده : جنسیت گمشده ; ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٥


وقتی که می شود با یک دست صورتی را به مهربانی در دست بگیری!

عزیز دل:

گاهی شرایط بی درمان و چاره به نظر می رسند. شاید فرشته ای  کسی معشوقی کسی که نفس می کشد در کنار تو باشد . چه می دانم شاید،فقط او را دوباره از خاطر نبر !شاید او هزاران نام داشته باشد برای تو فقط تو .قدم بردار !نزدیکش برو !به آن کسی که در کنارت است کمی نگاه کن کمی فقط کمی  و اعتماد کن شاید که دیگر نرفتی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سه شنبه 16 اسفند ماه سال 1384

  
نویسنده : جنسیت گمشده ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٥


من هنوز می نويسم

من هنوز می نويسم اينجا مشکل دارد حتی نمی دانم اين پست را می توانيد بخوانيد اميدوارم که بتوانيد. من هنوز اينجا را دوست دارم هنوز اينجا خانه کوچک من است تا وقتی که اينجا رو به راه شود در بلاگ اسکای و بلاگ فا می نويسم. منتظرتون هستم.

  
نویسنده : جنسیت گمشده ; ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٥